تبليغاتX
عشق
عشق
فاطمه جون چه وبلاگ قشنگی داری

خیلی زیباست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 12:21  توسط فاطمه بردستانی | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 20:20  توسط فاطمه بردستانی | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 20:19  توسط فاطمه بردستانی | 
سری دوازدهم اس ام اس های فارسی

بخش دوازدهم اس ام اس های فارسی

سری دوازدهم اس ام اس های سایت اس ام اس فارسی

نام این سری اس ام اس ها را اس ام اس های پروانه ای گذاشته ایم

 

 اس ام اس جالب

لبخندهايش به حالت تعليق درامده.ازوقتي تکرارشادي هايش راحلق اويزکرده

 

 اس ام اس ضد زن

زنها دو وقت گريه مي کنن : ?- وقتي فريب مي خورن ! ?- وقتي مي خوان فريب بدن

 

 اس ام اس ضد زندگی

زندگی همچون بادکنی است در دستان کودکی، که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد.

 

 اس ام اس . خوش به حال کودکان

کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود، ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم ، ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم

 

 اس ام اس فارسی

بي وفا ديگه دوستم نداري . . . خيلي خب ، قلادتو باز مي كنم بري

 

 کوتاهی از عشق

عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است. زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟ خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟ اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

 

 اس ام اس دوست داشتن

ويكتور هوگو مي گه هرگز به كسي كه دوستش داري نگو دوستت دارم ... ويكتور هوگو غلط كرده دوست دارم دوست دارم دوست دارم

 

 اس ام اس عاشقانه

نه دل در دست محبوبي گرفتار، نه سردرکوچه باغي برسردار، از اين بيهوده گرديدن چه حاصل ؟؟ پياده مي شوم، دنيا نگهدار

 

 اس ام اس آدمهای ...

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند

 

 مسیج

بی تو بودن کار من نیست، تا دلت نرفته برگرد...

 

 شعر کوتاه یک عاشق

من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هر که هستی خوش باش.

 

 جمله عاشقانه

نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

 

 اس ام اس عاشقانه کوتاه

اي كه از درد دلم با خبري / قرص دل درد مرا كي مي خري؟

 

 اشعار نامردی در زمین

روزگاري مردم دنيا دلشان درد نداشت. هر كسي غصه اينكه چه مي كرد نداشت. چشم سادگي از لطف زمين مي جوشيد. خودما نيم زمين اين همه نا مرد نداشت

 

 اس ام اس مهم

آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهی شد که امروز بدان فکر می کنی

 

 شما هم نسبت به خداوند دینی دارید

آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است

دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد

ملت عشق از همه دینها جداست * عاشقان را مذهب و ملت خداست

نامی نداشت. نامش تنها انسان بود؛و تنها دارايی اش تنهايی اش

آن چه به پروردگار مديونيم , دوست داشتن ديگران است

 

 اشعار یک عاشق

کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد

 

 

 تیکه های یک پسر بچه پیر

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه !!!

 

 اس ام اس سوال بزرگ

ماه به من گفت،اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟

 

 بهترین دوستت منم

می دونی بهترین دوست تو کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسی که اولین اشک تو را ببینه دومیش را پاک کنه سومیش را تبدیل به خنده کند

 

 بخشش خدا

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت

 

 اس ام اس بدون عنوان

در یک آشنایی دوستانه ما با هم دست دادیم !! تو فقط دست دادی.. و من.. همه چیز از دست دادم

 

 اس ام اس قدیمی

به دلیل بالا بودن دخترهای دم بخت. گره زدن سبزه تا بیست فروردین تمدید شد

 

 پول و دختر

دو تا دختر داشتند با هم صبحت می کردند. دختر اولی: تو چرا اينقدر به نامزدت علاقه نشون ميدي؟ دختر دومی: مي‌دونی، آخه اون پولداره، ... مهربونه، ... پولداره، ... جوونه، ... پولداره، ... قد بلنده، ... پولداره

 

 متن کوتاه خنده دار

سه نفر مي ميرن اولي ميفرستن بهشت دومي رو ميفرستن جهنم سومي رو ميفرستن طويله ميپرسند چرا؟ جواب مياد: اولي متاهل بوده دنيا براش جهنم بوده دومي مجرد بوده دنيا براش بهشت بوده سومي متاهل بوده زنش مرده مرتيکه الاغ رفته دوباره زن گرفته

 

 اشعار شهرام

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟

هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا مي آيي!

 

شهرام معصوميان

 

 تا حالا به پشت سرت نیم نگاهی کردی

موقعي که داري واسه بدست آوردن کسي ميدوي آروم بدو چون شايد يکي هم داره واسه بدست آوردن تو ميدوه

 

 اس ام اس جذاب

اگر خداوند یک آرزوی انسان را برآورده میکرد من بیگمان دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن من را... آنگاه نمیدانم براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت؟

 

 اس ام اس سرکاری

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . . واقعا که! . . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

 

 مشاجره خنده دار

مرد: چرا دعوامون میشه ، تو عصبانی نمیشی؟ -- زن: خودمو كنترل میكنم -- مرد: چجوری؟ -- زن: توالتو میشورم! -- مرد: چه ربطی داره؟ -- زن: آخه با مسواك تو میشورمش !!!

 

 اشعار عاشقانه

تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم

 

 الفبای دوست داشتن

عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي

 

 الفبای دوست داشتن 2

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.

 

 اشعار اشک

باز در کلبه ی عشق،  عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک ، چشم مرا جاری کرد

 

 پیام جالب کوتاه

هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشاريد

 

 مسیج جالب

اگه يه خودکار داشتي که فقط اندازه ي نوشتن يک جمله جوهر داشت باهاش چي مينوشتي؟؟؟ خدايا دوست دارم

 

 جوک قشنگ

تركه از آسمون خراش ميفته پايين مردم دورش جمع ميشن ميگن چي شده تركه ميگه :هيچي بابا پوزه آسانسورمونو زدم

 

 جوک خنده دار

يه بار يه خيارو خيارشور باهم ميرفتند يه نفر از خياره ميپرسه اين كيه باها ت ميگه خواهرمه ترشيده

 

 اس ام اس جالب

در زمانی كه وفا قصه‌ی برف در تابستان است و صداقت گل نایابیست به كه باید گفت با تو خوشبخت‌ترین انسانم

 

 اس ام اس عاشقانه غمگین

خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بيرنگه درد عشقه

 

 

 اس ام اس فارسی

مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد

 

 

 اس ام اس سرکاری

سلام مهسا جون سیزده کجا میرین؟اگه میشه بیا با هم بریم. اخه پارسال با تو خیلی خوش گذشت . . . . . . . تو که میبینی اس ام اس مال تو نیست مرض داری تا اخر میخونیش؟؟

 

 

 اس ام اس عاشقانه

نه مي توانم خود را از تو پس بگيرم ، نه تو را پس بدهم تو مرا گرفته اي يا من تورا، نمي دانم ولي مي دانم عاشق هميم

 

  اس ام اس عاشقانه

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

 

  پیام مفید کوتاه

با تخیلات می توان تا اوج آسمانها پرواز کرد ,اما نمی توان چیزی به دست آورد

 

  اس ام اس فارسی

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 

 جوک خنده دار 

تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين؟

 

 اس ام اس فارسی

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره


 

 اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

The way to love anything is to realize that it might be lost.

(G.K.Chesterton)

شیوه دوست داشتن هر چیز آن است که بپذیریم که چه بسا زمانی از دست خواهد رفت.

 

 

 اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی 

Memory is the thing you forget with.

(Alexander Chase)

حافظه همان چیزی است که خاطرات را با آن به فراموشی می سپارید.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

When everyone is wrong, everyone is right.

(Nivelle de la Chaussee)

آن هنگام که همگان در اشتباهند همان زمانی است که همگی درست می گویند.

 

 

 اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی 

That which comes into the world to disturb nothing deserves neither respect nor patience.

(Rene Char)

آنچه به دنیا می آید تا اسباب نگرانی و آشفتگی هیچ باشد، نه سزاوار احترام است و نه در خور شکیبایی.

 

 

 اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی 

Men shut their doors against a setting sun.

(William Shakespeare)

مردم درهای خانه اشان را به روی خورشید در حال غروب می بندند.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Friendship is constant in all other things, save in the office and affairs of love.

(William Shakespeare)

پیوند دوستی در همه حال وفادار و پایدار است، مگر هنگامی که پای مقام و روابط عاشقانه به میان می آید.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

In judging others, folks will work overtime for no pay.

(Charles Edwin Carruthers)

در داوری در مورد دیگران، عامه مردم بی آنکه مزدی دریافت کنند اضافه کاری می کنند.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Nothing is more despicable than respect based on fear.

(Albert Camus)

هیچ چیز نفرت انگیزتر از احترامی نیست که بنیان آن بر ترس استوار باشد.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

The innocent is the person who explains nothing.

(Albert Camus)

آدم بی گناه کسی است که برای هیچ چیز توضیحی نمی دهد.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Nothing's as good or as bad as it appears.

(Bushrod H. Campbell)

هیچ چیز به آن خوبی یا بدی که به نظر می آید نیست.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Respect is love in plain clothes.

(Frankie Byrne)

احترام، همان عشق است در تنپوشی ساده.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

A conclusion is the place where you got tired of thinking.

(Arthur Bloch)

لحظه نتیجه گیری همان جایی است که از فکر کردن خسته می شوید.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

It is a very delicate job to forgive a man, without lowering him in his estimation, and yours too.

(Josh Billings)

کار بسیار ظریفی است که انسانی را ببخشیم، بی آنکه ارزشش را در نظر خود او و خودمان پایین بیاوریم.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

When a man gets talking about himself, he seldom fails to be eloquent and often reaches the sublime.

(Josh Billings)

وقتی کسی شروع به سخن گفتن از خویش می کند، بندرت در شیوایی کلام ناکام می ماند و در آن اغلب به اوج تعالی می رسد.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Call no man foe, but never love a stranger.

(Stella Benson)

هیچ کس را دشمن مخوان; اما هرگز به بیگانه ای نیز عشق مورز.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

The lonely one offers his hand too quickly to whomever he encounters.

(Friendrich Nietzsche)

آدم تنها خیلی زود دستش را در دست هر آنکه با او روبرو شود می گذارد.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

A joke is an epigram on the death of a feeling.

(Friendrich Nietzsche)

لطیفه، طنزی است که به مناسبت مرگ یک احساس گفته می شود.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

The advantage of a bad memory is that one enjoys several times the same good thing for the first time.

(Friendrich Nietzsche)

مزیت یک حافظه بد در آنست که می توان چندین بار از یک چیز خوب برای نخستین بار لذت برد.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Those have most power to hurt us, that we love.

(Francis Beaumont)

کسانی که به آنها عشق می ورزیم از بیشترین قدرت برای آذردن ما برخوردارند.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

We must travel in the direction of our fear.

(John Berryman)

باید در جهت ترسمان سفر کنیم.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

Geniuses are the luckiest of mortals because what they must do is the same as what they most want to do.

(W.H.Auden)

نوابغ خوش اقبال ترین انسانها هستند چرا که آنچه از آنان انتظار انجامش می رود همان کاری است که شیفته انجام آنند.

 

 

  اس ام اس با دو ترجمه فارسی و انگلیسی

So often when we say, " I love you," we say it with a huge "I" and a little "you".

(Anthony)

اغلب در بیان جمله "من تو را دوست دارم" بر "منی" کلان و "تویی" خرد تاکید داریم.

 

 

  اس ام اس فارسی

آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره

 

 شعر اس ام اس

شيشه ها شکستنيست زندگي گذشتنيست اين فقط محبت است که هميشه ماندنيست

 

 اس ام اس عاشقانه

تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت : میتوان گفت که من چلچله لال توام: مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف : سخت محتاج به گرمای پر و بال توام

 

 اس ام اس عاشقانه

نگه داشتن شخصي در قلبمون خيلي راحته ولي اين که تو قلب کسي خودتو نگه داري خيلي مشکله پس قدر قلبي که تو رو تو خودش نگه داشته بدون

 

 اشعاری درباره راز دل

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي ، هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم ، راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي ، عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم

 

 جوک خنده دار

تركه توي كوپه قطار با يك خانم قريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار

 

 اس ام اس عاشقانه

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

 پیام کوتاه

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن: اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتی اين ها می شکنند صدا ندارند ! ولی درد بسياری دارند

 

 جوک جالب

ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

 

 اس ام اس جالب

سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی

 

 اس ام اس عاشقانه

این رو من نباید بگم ولی تو یه عیب خیلی بزرگ داری اونم اینه که : . . . . . نمیشه دوستت نداشت

 

 پیامک مهم

خودت را از کسي پس نگير شايد اين تنها چيزيست که او دارد وقتي ميگويي دوستت دارم اول روي اين جمله فکر کن شايد نوري را روشن کني که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود

 

 اشعار یک عاشق تنها

من آن رودم که تنها آب دارم ، نگاهی خسته و بی تاب دارم ، من عشق نور دارم در دل اما ، فقط تصویری از مهتاب دارم

 

 پیام کوتاه

مگر نمي داني بزرگترين دشمن آدمي فهم او ست ؟ تا مي تواني خَر باش تا خوش باشي

 

 اس ام اس کوتاه

اگر علم بشر مشكلاتی را نیز پدید آورده است،‌ با اتكای به جهل نمی توان بر این مشكلات فایق آمد

 

 اس ام اس جالب

چرا كودكان اینقدر باهوش و بزرگسالان تا این اندازه نادانند؟ شاید نظام آموزش همگانی است كه افراد را نادان بار می آورد

 

 پیام کوتاه

مشكل اساسی دنیای امروز اینست كه افراد نادان لبریز از اطمینان و اعتماد به نفس و افراد هوشمند پر از شك و تردید هستند

 

 اس ام اس

انسانها همه در یک چیز مشترکند و آن هم این است که همه با هم تفاوت دارند

 

 اس ام اس

حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو بکن

 

 اس ام اس قشنگ

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند

 

 جوک خنده دار

تركه داشته زنش رو به زور ميكرده تو يخچال، ازش ميپرسن داري چي كار ميكني؟ ميگه: ميخوام فاسد نشه

 

 جوک جالب

اصفهانيه قله اورست را فتح ميكنه خبر نگارا ميگن چه ارادهاي داشتي...... ميگه اي خدا لعنتش كنه اون كه گفت اينجا نذري ميدن

 

 اس ام اس قشنگ

دوست بهترين واژه در جهان است، اما كساني كه معني آن را نمي فهمند اين واژه را بدنام كرده اند. دوست، دشمن تنهايي يك تنهاست

 

 پیامک

دانش با عمل همراه است . پس هر كه دانست عمل كرد و هر كه عمل كرد دانست و دانش، به عمل فرا مي خواند، پس اگر او را اجابت كرد چه بهتر و گرنه از او جدا و دورمي شود [امام صادق عليه السلام

 

 اس ام اس جالب

ما همیشه کسانی را که به فکرما هستن رو به گريه می اندازيم ، گريه می کنيم برای کسانی که به فکرما نيستن و به فکر کسانی هستيم که هيچوقت برامون گريه نمی کنن

 

 اس ام اس جالب

تيکه ي جديد پسرا به دخترا: اين روزا همه از من شماره مي خوان، شما چطور؟

 

 پیام خدا

نماز وقت خداست انرا به ديگران ندهيم

 

 آموزش عشق

به دريا بزن قايقت مي شوم ، حقيرم ولي لايقت مي شوم ، من عاشق شدن را بلد نيستم ، تو يادم بده عاشقت ميشوم

 

 اس ام اس عاشقانه

پدرم مي گفت: عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شبءحالا هزار شب پشيمانم كه چرا يك شب عاشق نبود

 

 پیامی کوتاه

نگاه ما به زندگي و کردار ما تعيين کننده ي حوادثي است که بر ما مي گذرد

 

 شعر قشنگ

تواگه پائيز زردي واسه من بهار سبزي...تواگه هواي سردي واسه من هميشه گرمي...تواگه ابر سياهي واسه من ابر بهاري...تواگه دشت گناهي واسه من يه بي گناهي... تواگه غرق نيازي واسه من يه بي نيازي...تواگه رفيق راهي واسه من يه تکيه گاهي

 

 شعر یک عاشق

فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن ...... حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن ...... همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا

 

 جوک کوتاه خنده دار

به ترکه میگن خوابیده آب نخور که عقلت کم میشه ...! ترکه میگه عقل چیه؟ میگن: هیچی ، آبتو بخور

 

 جوک خنده دار

پندي از يك داغ ديده: هرگز به علامت آبي و قرمز روي شير توالت اعتماد نكن!

 

 جوک ضد زن

زن به شوهرش ميگه:تو هندوستان يك زن رو به قيمت يك گوسفند فروختند ..به نظر تو اين بي انصافي نيست ؟؟؟؟شوهره ميگه:نه اگه زن خوبي باشه مي ارزه.....

 

 شعر اس ام اس

نرسد دست تمنا چو به دامان شما ، ميتوان چشم دلي دوخت به ايوان شما ، از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست ، نيمه جاني ست در اين فاصله قربان شما

 

 اس ام اس عاشقانه

دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبريز است صدايم خيس و باراني است نمي دانم چرا در قلب من پاييز طولاني است

 

 پیامی کوتاه

همجنس بازي فقط مختص انسان نيست، خفاش نر بيشترين ميزان همجنس بازي را در ميان پستانداران دارد

 

 پیامک

زندگی رو همانطور که تصور کنی میگذرد, پس سعی کن زندگی رو خوب و زیبا تصور کنی

 

 جوک خنده دار

ترکه موقع مرگش بچه هاشو جمع مي کنه بهشون يه چوب مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن. بعد يه دسته چوب مي ده مي شکنن.بيل مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن. 10 تا دسته بيل مي ده مي گه بشکنيد مي شکنن.ميلگرد مي ده مي شکنن.تير اهن 14 مي ده مي شکنن. اخر مي گه ترک بازي در نياريد مي خوام نصيحتتون کنم

 

 اس ام اس جالب

گویند اسكندرقبل از مرگ وصیّت كرد هنگام دفن كردن من دست راست مرا بیرون ازخاك بگذارید ،پرسیدند چرا،گفت میخواهم تمام دنیا بدانند كه اسكندر با آن همه شكوه و جلال دست خالی از دنیا رفت

 

 جوک خنده دار

۲تا ترکه تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی:پاشو دومی:نمی پاشم اولی:نمی پاشم چیه احمق پاشیده نمی شم درسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 14:49  توسط فاطمه بردستانی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 23:40  توسط فاطمه بردستانی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 23:37  توسط فاطمه بردستانی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 23:32  توسط فاطمه بردستانی | 
گر عشق  نبودی   و غم  عشق  نبودی

چندين سخن  نغز  که گفتی که  شنودی

ور  باد  نبودی  که  سر  زلف  ربودی

رخساره‌ی معشوق  به عاشق که نمودی

سهروردی

 

درباره‌ی عشق

(۱)

 تعريف  

«عشق» و «محبت» و «هوی» کلماتی هستند که ما در زبان عربی و فارسی برای اشاره به همين چيزی داريم که می‌خواهيم از آن سخن بگوييم. کلمه‌ی «عشق» در قرآن نيامده است، اما «محبت» و «هوی» به کار رفته است. در قرآن کلمه‌ی «محبت» به صورت محمود و کلمه‌ی «هوی» همواره به صورت مذموم به کار رفته است، اما کلمه‌ی «عشق» با اينکه در قرآن نيامده است، در ادبيات عربی و فارسی دارای اهميت بسياری است.  در ريشه‌ی زبانهای اروپايی امروز کلمات لاتينی «امور» و «کاريتاس» (amor و caritas) و کلمات يونانی «فيليا» و «اروس» و «آگاپه» (philia و eros و agape) برای عشق  وجود دارد. «فيليا» مصداق آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که متضمن دوستی است و «امور» و «اروس» آن نوع عشقی را به وجود می‌آورد که مبتنی بر ميل است و «کاريتاس» و «آگاپه» به معنای عشق والا و بی‌خود است.

هر تلاشی برای رسيدن به تعريفی دقيق از «عشق» محکوم به شکست است. ما آن را تجربه می‌کنيم، اما دقيقاً قادر به بيانش نيستيم. چنانکه جلال الدين مولوی می‌گويد:

 

هرچه گويم عشق را شرح و بيان

چون به عشق آيم خجل باشم از آن

گرچه تفسير زبان روشنگرست

ليک عشق بی‌زبان روشنترست

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت

چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت

عقل در شرحش چو خر در گل بخفت

شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

 

مردمان درباره‌ی عشق سخن می‌گويند و گاهی اين کلمه را برای اموری به کار می‌برند که شنونده‌ی اهل تأمل يافتن معنايی مشترک ميان آنها را دشوار می‌يابد. چنانکه ولتر در دانشنامه‌ی فلسفی خود می‌گويد:

«اقسام عشق آن‌قدر زیاد است که آدم وقتی می‌خواهد تعريفی از آن به دست آورد در می‌ماند. به هوسی که چندروزی بيشتر دوام ندارد با گستاخی نام "عشق" می‌دهند و همچنين به احساسی که خالی از هرگونه احترامی است و به رابطه‌ی نامشروع اتفاقی و به تظاهرهای "فاسق زن شوهردار" و به عادتی متحجر و به توهمات رومانتيک و به رغبتی که در پی تمنای فوری به وجود می‌آيد؛ آری، مردم اين نام را به هزار چيز موهوم می‌دهند».

   با اين وصف، شناختی که ما می‌توانيم از «عشق» داشته باشيم از همين «گفتار» (discourse)هايی به دست می‌آيد که درباره‌ی عشق وجود دارد. در تمدن غربی پنج دسته انديشه را می‌توان در خصوص «عشق» در زمانهای مختلف يا به‌طور همزمان تشخيص داد. (١) اصل تکوين دهنده‌ی عالم و لذا خود هستی خدا (خلاقيت)؛ (٢) دوستی، دلبستگی به ديگر مخلوقات، اشتياق به ديگران (خيرخواهانه، آموزشی، دگرديسانه، تحسين‌آميز، تجليل‌کننده)؛ (٣) کشش عاطفی، حالاتی در مرد دارای قدرت که «او را تسخير می‌کند»، نيرويی فيزيولوژيکی يا روان‌شناختی، يا اساطيری (حالتی انفعالی)؛ (٤) شور پرزجری که به‌طور اختياری انتخاب شده، وسايل مصنوعی و "انحرافها"ی ميل جنسی، پرورش ميل از برای خود آن (فرهنگ)؛ روابط جنسی و ميل به توليد مثل و زاد و ولد (غريزه).

ما از انديشه‌ی نخست آغاز می‌کنيم و آن را «عشق کيهانی» نام می‌گذاريم.  

bullet

 دوشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۷ اکتبر ۲۰۰۲

طفيل هستی عشق‌اند آدمی و پری

ارادتی   بنما   تا  سعادتی   ببری

حافظ

درباره‌ی عشق

(۲)

 

bullet

عشق کيهانی

اساطير نخستين تبيينهای انسانی درباره‌ی پديدارهايی است که گرداگرد انسان را گرفته است. و عشق، در اين ميان، چه در تبيين پيدايش انسانها و حيوانات و چه در تبيين کل کائنات، و چه در تبيين رفتار انسانها و حيوانات و چه ساير موجودات، از همان ابتدا مفهومی کارا بوده است. بدين طريق، مفهوم «عشق» نخستين بار از رهگذر اسطوره و دين به درون فلسفه قدم می‌گذارد، به‌ويژه وقتی که منشأ جهان به منزله‌ی عمل زاد و ولد يا خلق خالقی تصور می‌شود که به کل خلقتش يا به بخشی از آن (انسان) عشق می‌ورزد.

اساطير يونان باستان سرچشمه‌ی مفهومی نخستين تأملات فلسفی در خصوص «عشق» است. کلمه‌ی «اروس» (eros) به صورتی که در کتابهای هومر می‌آيد نام يکی از خدايان نيست بلکه صرفاً نامی عام به معنای «عشق» يا «ميل» است. «اروس» در خداپيدايی (Theogony) هسيود به يکی از سه خدای نخستين تبديل می‌شود — دو خدای ديگر خائوس (هاويه، خميرمايه‌ی بی‌شکل جهان در پيش از خلقت) و گايا (زمين) هستند. «اروس»، اگرچه هيچ فرزندی ندارد و ظاهراً هيچ نقشی در تکوين خدايان بازی نمی‌کند، بر همنوعان ناميرای خود قدرت بسياری دارد. او اندامهای تن را سست می‌کند و بر عقل خدايان و آدميان چيره می‌شود. وقتی آفروديت از نطفه‌ی اورانوس (آسمان) زاده شد، «اروس» و «هايمروس» (ميل، اشتياق، شهوت) او را تا شورای خدايان همراهی کردند. اهميت ذکر مختصر هسيود از «اروس» برای تاريخ فلسفه در انتساب قدرتی به اوست که دشمن عقل است. چيزی شبيه به اين در آنتيگونه‌ی سوفوکلس نيز يافت می‌شود، در آن سرود همخوانان که درست بعد از اعلام فرمان مرگ آنتيگونه به جرم تدفين جسد برادرش خوانده می‌شود. «اروس» آن خدايی خوانده می‌شود که تراژدی آنتيگونه را به وجود آورده است. او غلبه‌ناپذير و نابودگر و در دريا و خشکی و در ميان باديه‌نشينان سرگردان است. نه خدايان و نه آدميان گريزی از چنگ او ندارند. او قربانيان خود را به سوی جنون می‌راند و از انسان عادل انسانی ستمکار می‌سازد.

اين عبارات شاعرانه منعکس‌کننده‌ی برخی ملاحظات درباره‌ی طبيعت و رفتار انسان است. آنها به نبردی اشاره می‌کنند که در روان انسان ميان عاملی عقلی و مهارپذير و باحزم و خردمند و عاملی غيرعقلی و مهارناپذير و ديوانه و احمق وجود دارد. وقتی عامل اول مسلط است انسان رفتاری شايان ستايش دارد، اما وقتی دومی دست بالا را به دست می‌آورد، او مانند درندگان عمل می‌کند. عقل را به کناری می‌گذارد، عقلی که به اعتقاد قدما تنها وجه مميز انسان از درندگان است. انسان، اگرچه طبيعتی حيوانی دارد، تن دادن به خواسته‌های حيوانی‌اش به معنای از دست دادن طبيعت ذاتی‌اش خواهد بود. اين مفهوم که «اروس» می‌تواند عنصر انسانی را در انسان تقويت کند مفهومی است که در آثار قبل از افلاطون به چشم نمی‌خورد.

bullet

 چهارشنبه، ۱۷ مهر ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۹ اکتبر ۲۰۰۲

درباره‌ی عشق

(۳)

 

bullet

عشق کيهانی: نخستين متفکران يونانی

يونانيان صورتهای مختلف عشق را می‌شناختند: ميل به جنس مخالف و همجنس، علاقه به والدين، علاقه به فرزندان، علاقه به همسر؛ احساس برادری؛ دوستی؛ عشق به سرزمين؛ عشق به حکمت. همه‌ی اين احساسها يا با «اروس» مربوط بود و يا با «فيليا» (علاقه يا دوستی). آنان عشق را قدرتی می‌دانستند که قادر بود اشخاص را با رشته‌ای مشترک با يکديگر يگانه کند. و از آنجا که نه تنها انسانها بلکه حيوانات و عناصر نيز با يکديگر يگانه بودند، تصور وجود قدرتی در عاملی واحد که بر کل جها حاکم است برای آنان دشوار نبود.

در نزد هراکليتوس (پايان قرن ششم ق م) و امپدوکلس (قرن پنجم ق م) عشق احساس نيست بلکه اصل فيزيکی عالم و عامل متحدکننده‌ی آن است. در جهان دو نيرو وجود دارد: جاذبه و دافعه. هراکليتوس بر اين اعتقاد است که «هارمونيا» (الفت يا هماهنگی)، نامی که او به عشق می‌دهد، از تنش اضداد ناشی می‌شود: «آنچه مخالف و ضد است، همکاری می‌کند، و از تضاد زيباترين هماهنگی به وجود می‌آيد. هرچيزی از راه اختلاف انجام شده است».  پارمنيدس نيز بر اين اعتقاد بود که عشق را الهه‌ی ضرورت (آنانکه) آفريده بود. در نوشته‌ی امپدوکلس عشق به صورت يکی از دو نيروی عالمگير (ديگری کين است) ظاهر می‌شود که جريان تاريخ جهان را تبيين می‌کند. اين دو عامل — يکی اتحاد و ديگری تجزيه — صرفاً نامهايی برای اين واقعيت نيست که ترکيب و تجزيه رخ می‌دهد. عشق و کين در اشياء ساکن نيستند بلکه در بيرون از آنها قرار دارند و در آنها عمل می‌کنند. از نظر امپدوکلس ميان نيروهای هماهنگی و ناهماهنگی تنشی وجود دارد. اگر اين دو نيرو به‌طور همزمان حاضر نبودند، جهان به‌وضوح در حالت بی‌نظمی می‌بود. بنابراين، امپدوکلس انديشه‌ی ادوار را در فلسفه‌اش وارد می‌کند و نيز مفهوم تاريخ جهان به‌منزله‌ی تناوب حکمرانی «عشق» و «کين». وقتی «عشق» مسلط است، عناصر ترکيباتی را به وجود می‌آورند که از آن واحدهای پيچيده‌تر به وجود می‌آيد و سرانجام موجودات جاندار به وجود می‌آيند. در دوره‌ی ابتدايی اين دور، انسانهايی که آفروديت را می‌پرستند، از کشتار و جنگ مبرا هستند و گياهخوارند. اما وقتی که کين غالب است، بی‌نظمی، پراکندگی نهايی عناصر، و جنگ و همه‌ی شرور ملازم با آن، جای نعمات عشق را می‌گيرد. تا آنجا که از قطعات بازمانده از امپدوکلس بر می‌آيد، او بر اين اعتقاد بود که اين روند دوری هميشگی و پابرجا بود.

انتساب صلح و هماهنگی به الهه آفروديت (نامی که امپدوکلس برای عشق انتخاب می‌کند) به‌وضوح تکرار انديشه‌ی شاعران دوره‌ی نخستين درباره‌ی عشق است. با اين وصف آفروديت الهه‌ی عشق جنسی نيز باقی می‌ماند. زيرا عشق جنسی به نمونه‌ی قدرت کيهانی اتحاد تبديل می‌شود و شاهد تجربی اصلی مابعدطبيعی را در اختيار فيلسوف می‌گذارد.

bullet

 چهارشنبه، ۱۵ آبان ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۶ نوامبر ۲۰۰۲

 

درباره‌ی عشق

(۴)

 

bullet

افلاطون: نظريه‌های عشق  

 هنگامی که به افلاطون می‌رسيم می‌توانيم اميدوار باشيم کاملترين بحثی را بيابيم که در دوره‌ی باستان درباره‌ی عشق وجود داشته است. برای يافتن بيانی کامل از مفهوم فلسفی عشق بايد به گفت و گوی سمپوزيوم يا مهمانی افلاطون رجوع کنيم. اين گفت و گو احتمالا پرنفوذترين متن در آثار اروپايی درباره‌ی عشق است. در اين کتاب ديدگاههای مختلفی درباره‌ی عشق بيان می شود، اما اين ديدگاهها لزوماً نظر خود افلاطون نيست و او تفاسير انتقادی خودش درباره‌ی آنها را نيز می‌آورد. آنچه برخی به افلاطون نسبت می‌دهند، بدون تحقيق انتقادی، برگرفته از همين نظرهايی است که افلاطون از زبان شخصيتهای خود می‌آورد.

گفت و گو از آنجا آغاز می شود که سقراط به خانهی آگاتون به مهمانی می‌رود، و برخلاف روش معمولش خود را می‌آرايد و کفش به پا می‌کند، چون معتقد است که به نزد زيبايی (آگاتون) می‌رود. او مهمان ناخوانده‌ای را نيز با خود به همراه می‌برد. شرح اين ماجرا را ما مديون همان مهمان ناخوانده هستيم، که البته معلوم می‌شود چندان هم ناخوانده نيست. به گفته‌ی آريستودموس، همان مهمان ناخوانده، نخست فايدروس خطابه‌ی خود را آغاز می‌کند: او می‌گويد که «اروس» خدايی بزرگ است و از پدر و مادری نزاده است و در اين خصوص از هزيود يا هسيود و پارمنيدس نقل قول می‌کند. او سپس می‌افزايد که برای هيچ جوانی نعمتی برتر از آن نيست که معشوق مردی شريف و پرهيزگار باشد و برای مرد نيز نعمتی والاتر از معشوق پاکدامن نيست. به گفته‌ی او، اروس برای آدميان سرچشمه‌ی والاترين نعمتهاست، زيرا اصول مقدسی را که راهنمای آدمی در زندگی توانند بود نه خويشان می‌توانند به ما ببخشند و نه به ياری مال و جاه می‌توان به دست آورد بلکه آدمی تنها در پرتو عشق با آنها آشنا می‌گردد. اما آن اصول چيست؟ شرم از کار ننگين و تلاش برای رسيدن به زيبايی. به گفته‌ی فايدروس بی اين دو اصل نه فردی می‌تواند کاری بزرگ بکند و نه جامعه‌ای. او سپس با ذکر مثالهايی به رفتار عاشقان و معشوقان اشاره می‌کند که چگونه عشق فرد را درستکار و شجاع بار می‌آورد و چگونه عاشق قادر است در راه معشوق هرگونه خطری را به جان بخرد و پاکباز باشد. او در پايان سخن خود نتيجه می‌گيرد که با اين همه خدايان گرچه از مشاهده‌ی فداکاری عاشقان شادمان می‌گردند ولی وفاداری و از جان گذشتگی معشوق را در برابر عاشق بسی برتر از آن می‌دانند زيرا خدای عشق در دل و جان عاشق جای دارد و از اين رو عاشق به مراتب بيشتر از معشوق به خدايان همانند است.

از سخن فايدروس اين نکته‌ها را می‌توانيم استنباط کنيم:

 

۱) او از تمايلات خود به شاهدبازی (و نه غلامبارگی يا لواط) پرده بر می‌دارد و در درجه‌ی اول عشق راستين را در ميان مردان می‌يابد.

۲) اصول عشق را پرهيز از بدی و ميل به زيبايی می‌داند.

۳) به نعمتهای عشق اشاره می‌کند و اينکه چگونه همگان می‌توانند به رفتار غيرمعمول عاشقان و معشوقان بنگرند.

۴) عاشق از معشوق برتر است، چون خدای عشق در دل او جا گرفته است.

 

خطابه‌ی دوم را پوزانياس آغاز می‌کند.   

bullet

 پنجشنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۷ نوامبر ۲۰۰۲

 درباره‌ی عشق

(۵)

 

bullet

افلاطون: نظريه‌های عشق  

 پوزانياس با ستايش مطلق «اروس» مخالفت می‌کند. چون از نظر او «اروس» يکی نيست بلکه دوتاست. «اروس» دوتاست، چون «آفروديت»  دوتاست. يکی آفروديت آسمانی است که پدرش اورانوس (آسمان) است و مادر ندارد و ديگری آفروديت جوان است که دختر زئوس و ديونه است. بنابراين اروسی که با آفروديت زمينی پيوند دارد خدای عشق زمينی است و اروسی که با آفروديت آسمانی پيوند دارد خدای عشق آسمانی. اروسی که با آفروديت زمينی پيوند دارد خود نيز فرومايه و زمينی است و در دل مردمان فرومايه خانه می‌گزيند. اين گونه مردمان به دوست داشتن پسران قناعت نمی‌ورزند بلکه به زنان نيز برحسب هرچه پيش آيد خوش آيد دل می‌بندند و با تن معشوق مهر می‌ورزند نه با روحش. اما کسانی که از اروس آسمانی الهام می‌يابند تنها به پسران دل می‌بازند که طبعاً هم خردمندتر از زنان‌اند و هم نيرومندتر از آنان. در ميان کسانی که به پسران عشق می‌ورزند پيروان اروس آسمانی را به آسانی می‌توان از ديگران بازشناخت زيرا به کودکان دل نمی‌بندند بلکه به جوانانی روی می‌آورند که آثار خردمندی در سيمايشان نمايان گرديده، و اين هنگامی است که رخسارشان به ريش آراسته شود. اما رسوم عشق در هر شهری متفاوت است و پوزانياس می‌گويد که در شهر ما عشق‌ورزی آشکار بهتر و زيباتر از عشق پنهانی است. همچنين کاميابی در عشق زيباست و ناکامی زشت و ننگين. رسم و آيين شهرما به عاشق اجازه می‌دهد که برای به دست آوردن دل معشوق کارهايی کند که اگر برای مقصودی ديگر به آنها دست می‌يازيد در معرض سخت‌ترين نکوهشها قرار می‌گرفت. چه اگر کسی برای کسب مال يا رسيدن به مقامی دولتی خواهش و زاری کند يا سوگند بخورد يا در آستانهی خانه‌ی کسی بخوابد يا خدمتی کند که درخور بندگان است دشمنانش او را چاپلوس و فرومايه می‌خوانند و دوستانش او را مايه‌ی ننگ خود می‌شمارند و حال آنکه اگر عاشقی برای به دست آوردن دل معشوق به آن کارها تن در دهد مردمان او را می‌ستايند. پوزانياس سپس به نکوهش عشق زمينی می‌پردازد و عشق به تن را خوار می‌شمرد چون ناپايدار است و عاشق پس از آنکه تن معشوق شادابی خود را از دست داد و رو به پژمردگی رفت او را رها می‌کند، اما عشق به روح زيبا مانند خود روح جاودانی است. از همين جاست که رسم و آيين حکم می‌کند که عاشق و معشوق هردو به دقت آزموده شوند تا نيک از بد جدا گردد. از اين رو عاشق بايد به دنبال معشوق بدود و معشوق بايد از چنگ او بگريزد و به همين جهت ننگ است که معشوق زود رام شود. اما معشوق راستين بالاخره به عاشق خود تسليم می‌شود تا خود را بهتر و خردمندتر سازد. اما اگر عاشق يا معشوق به اشتباه بيفتد و فريب بخورد اشتباه برای او مايه‌ی ننگ نيست و حال آنکه در غير آن صورت، خواه اشتباهی در ميان باشد و خواه نه، جز ننگ نتيجه‌ای به بار نمی‌آيد. اگر کسی در اين پندار که عاشق توانگر است تسليم او شود و سپس معلوم گردد که آن فرد تهيدست بوده است و مالی نصيب وی نشود اين اشتباه از ننگ و رسوايی او نمی‌کاهد زيرا او با کردار خويش عيان ساخته است که برای مال آماده است خود را در اختيار هرکسی بگذارد، ولی اگر جوانی عاشق خويش را نيکمرد و خردمند بپندارد و تقاضای او را برآورد تا در پرتو همنشينی با او خود نيز بهتر و خردمندتر شود ولی پس از چندی آشکار شود که عاشق مردی فرومايه و بی‌خرد بوده است، اين اشتباه مايه‌ی ننگ آن جوان نيست زيرا او با کردار خويش نشان داده است که برای کسب فضيلت و خرد به هر خدمتی آماده است و اين آمادگی زيباترين و والاترين چيزهاست. اين است اروسی که با آفروديت آسمانی پيوند دارد و خود نيز آسمانی است و از اين رو هم برای جامعه سودمند است و هم برای يکايک افراد زيرا عاشق و معشوق را بر آن می‌دارد که جز به قابليت و خردمندی و تقوا نپردازند، در حالی که همه‌ی عشقهای ديگر با آفروديت زمينی پيوسته‌اند و خود نيز زمينی و فرومايه‌اند.

از سخن پوزانياس اين نکته‌ها را می‌توانيم استنباط کنيم:

 

۱)  دو «اروس» وجود دارد و بنابراين دو نوع عشق وجود دارد: آسمانی و زمينی.

۲) عشق آسمانی پاکتر است چون مقصود از آن به دنيا آوردن فرزند يا لذت جسمانی نيست.

۳) آيين عشق چيزهايی را روا می‌شمرد که در هر امر ديگری مايه‌ی ننگ و بدنامی است.

 

 سپس نوبت به آريستوفانس می‌رسد که در اين خصوص سخن بگويد. 

bullet

 يکشنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۱۰ نوامبر ۲۰۰۲

درباره‌ی عشق

(۶)

 

bullet

افلاطون: نظريه‌های عشق  

بعد از پوزانياس نوبت آريستوفانس است که دربارهی عشق سخن بگويد اما او به علت پرخوری يا چيز ديگری به سکسکه افتاده است و نمی‌تواند سخن بگويد. پس اريکسيماخوس داوطلب سخن گفتن درباره‌ی عشق می‌شود. اريکسيماخوس پزشک است و بنابراين معتقد است که نيروی عشق تنها در سوق دادن روح آدميان به سوی زيبايی جلوه‌گر نيست، بلکه در تنهای جانوران و گياهان و حتی همه‌ی کائنات نيز اثر «اروس» نمايان است. از نظر او،  تن هردو نوع «اروس» را در خود نهفته دارد. اما ميان تن سالم و تن بيمار فرق است و خواهشهای اين دو نيز متفاوت است. وظيفه‌ی دانش پزشکی شناختن خواهشهای تن آدمی است، يعنی خواهش جذب و خواهش دفع. اما اين خواهشها متضادند و بايد ميان آنها هماهنگی پديد آورد. به گفته‌ی او آسکلپيوس، نيای پزشکی، نخستين کسی بود که راه هماهنگ ساختن عناصر متضاد را يافت و شايد مراد هراکليتوس نيز از هماهنگی اضداد همين بوده است. او در پايان سخن خود نتيجه می‌گيرد که در موسيقی و پزشکی و همه‌ی هنرهايی که با آدميان و خدايان سر و کار دارند بايد تا آنجا که ميسر است هردو اروس را در نظر گرفت. اما البته اروسی که منشأ خويشتنداری و عدالت و نيکی در آدميان و خدايان است بسی نيرومندتر از اروس ديگر است و نيکبختی آدميان که در پرتو دوستی با يکديگر و با خدايان به دست می‌آيد از اوست.

از سخنان اريکسيماخوس اين نکته‌ها را استنباط می‌کنيم:

 

 ۱) درست است که دو نوع «اروس» وجود دارد، اما می‌توان و می‌بايد ميان اين دو نوع «اروس» هماهنگی به وجود آورد. چون سلامتی در گرو تعادل و اعتدال است.

۲) با اين وصف، اروسی که منشأ خويشتنداری و عدالت و خير است برتر و نيرومندتر است.

 

آريستوفانس آخرين کسی است که قبل از سقراط درباره‌ی عشق سخن می‌گويد و نظر او را تقريباً همه به صورتی می‌دانند: نيمه‌های گمشده. از نظر آريستوفانس مردمان چنانکه بايد «اروس» را نشناخته‌اند وگرنه باشکوه‌ترين پرستشگاهها را برای او می‌ساختند و نمی‌دانند که او بيش از بقيه‌ی خدايان به آدميان دلبستگی دارد و در مداوای دردی که رهايی از آن بزرگترين نيکبختيهاست تا چه اندازه به آنان ياری می‌کند. او برای توصيف اروس نخست از ما می‌خواهد که به چگونگی طبيعت آدمی توجه کنيم.

در روزگاران قديم طبيعت ما مانند امروز نبود. آدميان تنها مرد و زن نبودند، بلکه جنس سومی نيز وجود داشت که هم مرد بود و هم زن. از اين گذشته تن آدمی در آن روزگاران گرد بود و از هر اندامی که امروز می‌شناسيم جفتی اضافه داشت. علت اينکه آدميان سه جنس بودند اين بود که مرد زاده‌ی خورشيد بود و زن زاده‌ی زمين و جنس سوم زاده‌ی ماه. آدميان در آن روزگاران نيرويی شگفت‌انگيز داشتند و غرورشان را حدی نبود، چندانکه می‌خواستند راهی به آسمان بيابند و بر خدايان چيره شوند. از اين رو خدايان گرد آمدند تا ببينند با آدميان چه بايد بکنند. از يک سو نمی‌خواستند همه‌ی آدميان را به نيروی رعد و برق از ميان بردارند، چون در آن صورت از نيایش و قربانی بی‌نصيب می‌ماندند، و از سوی ديگر تحمل گستاخی آدميان بر ايشان گران می‌آمد. سرانجام زئوس راهی پيدا کرد تا هم آدميان زنده بمانند و هم از گستاخی دست بردارند. او گفت چاره آن است که آدميان را ناتوان سازيم و اين کار را با دو نيم کردن آنان انجام دهيم. چنين بود که آدميان به دو نيم شدند و پس از آن هر نيمی در آرزوی رسيدن به نيم ديگر بود. آدميان چون به يکديگر می‌رسيدند يکديگر را در آغوش می‌گرفتند تا هنگامی که از گرسنگی می‌مردند. خدايان را دل بر ايشان بسوخت و چاره‌ای انديشند تا آدميان بتوانند بچه‌دار شوند و بدين طريق باقی بمانند. پس اگر ما روزی بتوانيم از عشق راستين بهره يابيم و هرکس معشوقی را که نيمه‌ی ديگر اوست بيابد و به طبيعت نخستين خويش بازگردد همهی آدميان نيکبخت خواهند شد. ولی چون اکنون بدان کمال نمی‌توانيم رسيد دست کم بايد در پی معشوقی بگرديم که فکر و روحش همانند فکر و روح خود ما باشد و خدای عشق را که اين نعمت به دست اوست بستاييم زيرا او يگانه خدايی است که در اين راه به ما ياری می‌کند و ما را به سوی آنکه خويش و نيمه‌ی ديگر ماست هدايت می‌کند و به ما اميد می‌بخشد که اگر خدايان را محترم بداريم و سر از فرمان آنان برنتابيم، خدايان در آينده ما را به طبيعت نخستين‌مان  باز گردانند و نيکبخت سازنند.

  از سخنان آريستوفانس اين نکته‌ها را استنباط می‌کنيم:

 

۱) عشق درد جدايی است و اين جدايی به فرمان خدايان انجام شده است تا آدميان توانا نباشند.

۲) اين جدايی توضيح می‌دهد که چرا انسانها ميل به وصال يکديگر دارند، چه جنس مخالف و چه جنس موافق.

۳) اين جدايی کفاره است و بايد آن را به شايستگی تحمل کرد تا انسانها دچار عقوبت بيشتری نشوند.

۴) وصال تنها، يافتن نيمه‌ی ديگر تن، شايد به راحتی ميسر نباشد. بنابراين يافتن همفکر و کسی که روحی شبيه به روح خود ما داشته باشد راحت‌تر است تا کسی که نيمه‌ی واقعی تن خود ما باشد.

 

سپس نوبت به سقراط می‌رسد تا همه‌ی اين سخنان را نقد کند و در گفتار خود همه‌ی آنها را به شيوه‌ی ديالکتيکی با هم جمع کند.

bullet

 سه شنبه، ۲۱ آبان ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۱۲ نوامبر ۲۰۰۲

 

 

درباره‌ی عشق

(۷)

 

bullet

افلاطون: نظريه‌های عشق  

اکنون فقط دو تن باقی مانده‌اند که بايد درباره‌ی عشق سخن بگويند: آگاتون و سقراط. آگاتون سخن خود را با اين تذکر آغاز می‌کند که حاضران مجلس در سخنان خود بيشتر به ستايش نعمتهای حاصل از عشق پرداختند و از ستايش خود «اروس» بازماندند. او می‌خواهد خود «اروس» را بستايد. به گفته‌ی او، «اروس» از همه‌ی خدايان زيباتر است، چون جوانتر و شادابتر است و به همين دليل همواره از پيری گريزان است و در ميان جوانان به سر می‌برد. اما «اروس» نه تنها جوان و شاداب است بلکه نازک و لطيف نيز هست و به همين دليل  بر لطيف‌ترين چيزها، يعنی دل، گام می‌نهد و هرجا خشونتی ببيند از آنجا می‌گريزد و دلهای نرم را آشيان خود می‌سازد. او زيبا نيز هست و به همين دليل عشق را با زشتی سر و کاری نيست. او همواره در ميان شکوفه‌ها به سر می‌برد و از تنها و روحهای پژمرده گريزان است و فقط هرجا که عطری و گلی باشد فرود می‌آيد. بزرگترين فضيلت او عدالت است و از خويشتنداری نيز بهره‌ای سزاوار دارد. در شجاعت نيز همتايی ندارد، چنانکه حتی خدای جنگ، آرس، نيز به پای او نمی‌رسد و تنها او بود که توانست «آرس» را به بند کشد. او در دانايی نيز چندان تواناست که هرکه را به او چشم افتد شاعر می‌سازد، حتی اگر آن شخص تا آن روز با دانش و هنر بيگانه بوده باشد. پس هرکه استادش عشق باشد در همه‌ی جهان بلندآوازه می‌گردد و آن که از عشق دور بيفتد در گمنامی می‌ماند. از اين رو تا عشق به زيبايی در ميان خدايان پديدار گرديد، زندگی خدايان سامان گرفت، چون پيش از آن زمام حکومت بر آسمانها به دست خدای «ضرورت» بود و خدايان در آن هنگام به کارهايی موحش دست می‌يازيدند ولی همينکه «اروس» پديد آمد همه‌ی خدايان و آدميان دل به زيبايی باختند و عشق به زيبايی منشأ همه‌ی خوبيها در جهان خدايان و آدميان گرديد.

آگاتون ستايش خود را با شعری در وصف «اروس» به پايان می‌برد و بالاخره نوبت به سقراط می‌رسد که سخن خود را آغاز کند.  

bullet

 پنجشنبه، ۲۳ آبان ۱۳۸۱

bullet

—— ، ۱۴ نوامبر ۲۰۰۲

 

درباره‌ی عشق

(۸)

 

bullet

افلاطون: نظريه‌های عشق  

 سقراط بر سخنرانان پيشين خرده می‌گيرد که در مدح «اروس» سخن گفتند بی‌آنکه حقيقت او را معلوم کنند. بنابراين او می‌کوشد حقيقت «اروس» را به طوری که خود می‌فهمد بيان کند، البته با شيوه‌ی خودش، يعنی پرسشهای ديالکتيکی. پرسش نخست سقراط از آگاتون اين است که آيا عشق عشق به چيزی يا کسی است يا به هيچ چيز و هيچ کس؟ آگاتون موافقت می‌کند که عشق عشق به چيزی است. سقراط در ادامه موافقت او را در اين خصوص نيز جلب می‌کند که عشق خواهان به دست آوردن چيزی است که ندارد و آن زيبايی يا خوبی است، بنابراين نمی‌توان گفت که خود عشق خوب يا زيباست. سقراط سپس از عجز خود در توصيف عشق سخن می‌گويد و توجه حاضران را به سخنان زنی پيشگو به نام ديوتيما جلب می‌کند که در مسئله‌ی عشق از او نکته‌ها آموخته است. ديوتيما نخست اين ادعا را رد می‌کند که «اروس» از خدايان است و می‌گويد او نه از «ميرايان» است و نه از «ناميرايان»، بنابراين او ميانگينی است ميان آنان. او واسطه‌ای است ميان خدايان و آدميان و از برکت هستی اوست که همه‌ی جهان به هم می‌پيوندد و صورتی واحد می‌يابد. به گفته‌ی ديوتيما، «اروس» از آميزش «پوروس» (فقر) و «پنيا» (حيله) زاده شد و از مادر تهيدستی و از پدر حيله‌گری را به ارث برد. بنابراين چنانکه مردمان می‌پندارند او زيبا و لطيف نيست، بلکه خشن و ژوليده و بی‌خانمان است. اما او چرا عاشق زيبايی است؟ عشق به‌طور کلی هرگونه کوششی است برای رسيدن به خوبی و نيکبختی و اين والاترين هدف هر انسانی در زندگانی است. اما آن کسانی که می‌گويند عاشق در جست و جوی نيمه‌ی ديگر خود است سخن بر صواب نمی‌گويند، چون مقصود عشق نه نيمه‌ای است و نه تمامی. چون انسان می‌تواند از بخشی از تن خود که فاسد و بيمار است نيز چشم بپوشد. پس بايد گفت که آنچه از عشق مقصود است کسب خوبی است. اما انسان چگونه می‌تواند در راه رسيدن به آن گام بردارد؟ ديوتيما می‌گويد که همه‌ی آدميان در تن و روح خود نطفه‌ای نهفته دارند و چون به سن معينی برسند در آنها اشتياقی به توليد و باروری به وجود می‌آيد. مقصود از آميزش زن و مرد نيز همين است و اين خود عملی است الهی، و کشش و اشتياق به توليد و خود توليد جنبه‌ی خدايی و جاودانی موجودات فانی است. ولی اين کار آنجا که هماهنگی و سازگاری نباشد ميسر نيست و خدايان تنها با زيبايی سازگارند نه با زشتی. اما اين سخن بدان معنا نيست که هدف عشق زيبايی است، بلکه مراد بارور ساختن زيبايی است، چون همين استعداد بارور ساختن جنبه‌ی خدايی و جاودانی موجودات فانی است. اما جاودانگی از راه توليد مثل تنها يک راه است و راههای ديگری نيز برای جاودانگی، و توليد زيبايی، وجود دارد.  

ادامه دارد ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 23:13  توسط فاطمه بردستانی | 
 
< / html >

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس